الملا فتح الله الكاشاني

20

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الجبار قدمه عليها فيقول قط قط خداى قدم خود را بدوزخ نهد و دوزخ پر شود و با هم آيد و متقايل گردد بس بس تا چنان شود كه جاى سوزنى نماند ظاهر آن اقتضاى تجسم و تشبه مىكند و اين مخالف نقل و عقل است پس آن را تنزيل ميبايد كرد به اينكه مراد بقدم او گروهى باشند كه علم الهى تقدم و سبقت گرفته باشد بر اصرار كفر و عدوان و فرط طغيان و عصيان ايشان و اينوجه از عبد اللَّه مبارك مرويست و از وهب بن منبه منقولست كه مراد از قدم قومىاند كه خداى ايشان را پيش از آدم خلق كرد سر ايشان چون سر كلاب و زباب و اعضاى ايشان چون اعضاى بنى آدم و ايشان همه كافر بودند و عدد ايشان جز خداى نداند و در روايتى ديگر فيضع رجله واقع شده و رجل هم چنانچه بمعنى عضو مخصوصست بمعنى جماعت نيز آمده كما قال صاحب الصحاح الرجل ايضا الجماعة الكثيرة و بعد از ذكر وعيد كافران و عاصيان بمؤمنان و متقيان مژده مىدهد و ميفرمايد كه * ( وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ ) * نزديك گردانيده شود بهشت * ( لِلْمُتَّقِينَ ) * براى پرهيزكاران * ( غَيْرَ بَعِيدٍ ) * در مكانى كه دور نباشد و مىتواند بود كه غير بعيد حال مؤكده باشد يعنى نزديك گردانيد بهشت را در حالتى كه دور نباشد و تذكير آن بنا بر حذف موصوف باشد و تقدير اينكه شيئا غير بعيد يعنى در حالتى كه بهشت چيزى باشد كه دور نباشد و يا بنا بر تاويل جنت ببستان و يا بجهة آنكه بعيد بر وزن فعيل مصدر است چون دبير و خليل و غير آن و در مصدر تذكير و تانيث مساويست و بر هر تقدير ذكر آن بجهة مبالغه است در قرب بهشت چنان كه ميگويند غريب غير بعيد و عزيز غير ذليل يعنى بر وجهى بهشت را از براى متقيان نزديك گردانند كه درجات خود را بعينها در آن مشاهده كنند و انهار جاريه و اشجار خضره و ثمار طيبه و ازواج كرام و حور و غلمان و ابنيهء فاخره مزينه بدر و ياقوت و زمرد و عقيان معاينه ببينند و بعضى تفسير غير بعيد به اين وجه نموده‌اند كه وعده دخول متقيان در جنان دور نيست از ايشان بلكه هر يك از اهل تقوى عنقريب داخل ميشوند در آن و نمودن منازل و نعم بهشت بپرهيزكاران قبل از دخول ايشان بجنت به جهت آنست كه تا پيش از آنكه در آن داخل شوند مسرور و خوشحال گردند و بعد از آنكه درجات عاليات خود را مشاهده كرده باشند ملائكه با ايشان گويند كه * ( هذا ) * اين ثواب عظيم كه جنت نعيم است * ( ما تُوعَدُونَ ) * آن چيزيست كه وعده داده شده بوديد در دنيا بلسان پيغمبران و ميتواند بود كه مشار اليه هذا مصدر ازلفه باشد يعنى اين نزديك گردانيدن بهشت آن چيزيست كه در دنيا به آن موعود شده بوديد و قوله * ( لِكُلِّ أَوَّابٍ ) * بدلست از للمتقين بتكرير حرف جر كقوله تعالى لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ و قوله * ( هذا ما تُوعَدُونَ ) * جملة معترضه يعنى بهشت را نزديك گردانند براى هر بنده باز گرديده از شرك بتوحيد يا از معصيت بطاعت يا از خلق به حق و از ابن